دنيايِ اسارت بخش، بازدارنده و نگهدارانده است، نوعي غل و زنجير بر دست و پايِ آدمي است. حريّت در مفهوم والايش، آزادي از همه اسارت هاست. تعلق به هر چيزي پست است. انسان وقتي با كار، مال، نيايش!!!! رابطه پست برقرار ميكند، در اسارت امور دنيايي واقع مي شود.
دلخورم از خواندنِ درس هايي كه به شعورم توهين ميكنند ..
+ تفسير موضوعي نهج البلاغه- ص160- پاراگرافِ آخر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 14:14 توسط آسمون
|
هم زمين مرا مي شناسد هم آسمان.. نه مُريدِ اين بودم نه عبيدِ آن! سپيدی آن را در سياهی اين ميجُستم و سياهی اين را در سپيدی آن.. ولي در این لحظه، هيچ کدام از اينها مطرح نيست. تنها يک موضوع؛ فرمان ميدهم: ای عُقلا! اضافه کنيد شماره ای به ديوانگان. مرا هم بیفزایید به شمارگانشان!