با من که خودی شدی جانم! از بهار خجالت بکش .. بیا!
اما قبل از بهار ..
+ نوشته شده در سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 9:9 توسط آسمون
با من که خودی شدی جانم! از بهار خجالت بکش .. بیا!
اما قبل از بهار ..
هم زمين مرا مي شناسد هم آسمان.. نه مُريدِ اين بودم نه عبيدِ آن! سپيدی آن را در سياهی اين ميجُستم و سياهی اين را در سپيدی آن.. ولي در این لحظه، هيچ کدام از اينها مطرح نيست. تنها يک موضوع؛ فرمان ميدهم: ای عُقلا! اضافه کنيد شماره ای به ديوانگان. مرا هم بیفزایید به شمارگانشان!