اينان که مونس همين دو سه روزِ گُلند و گلبرگند.. و اين درخت هم که از خودشان است!
يک هفتهای میآيند همين حدود ما و هی هوای خوش و بعد هم میروند جائی دور آن دورها ...
- هی ساده،
ساده! از پس آستينِ گريه گمان میکنند:آسمانِ فردا صاف و هوای رفتن ما آفتابیست!
حالا تو هم بلند شو، بگو "ها" و بُرو !
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت 14:39 توسط آسمون
هم زمين مرا مي شناسد هم آسمان.. نه مُريدِ اين بودم نه عبيدِ آن! سپيدی آن را در سياهی اين ميجُستم و سياهی اين را در سپيدی آن.. ولي در این لحظه، هيچ کدام از اينها مطرح نيست. تنها يک موضوع؛ فرمان ميدهم: ای عُقلا! اضافه کنيد شماره ای به ديوانگان. مرا هم بیفزایید به شمارگانشان!