یعنی نسرین عـــاشـــــــــقتم ...
بارون بــــــارید ... تو بارون اشکای چشامو ندید!
+ زیر باران باید رفـــتــ ..
+ این طرف ریشه نداریم .. اون طرف ریشه بریدیم!
++ ساعتو جلو کشیدن وقت غمــ خوردن نداریم
+++ درد ما از خودمونه!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰ ساعت 10:10 توسط آسمون
|
هم زمين مرا مي شناسد هم آسمان.. نه مُريدِ اين بودم نه عبيدِ آن! سپيدی آن را در سياهی اين ميجُستم و سياهی اين را در سپيدی آن.. ولي در این لحظه، هيچ کدام از اينها مطرح نيست. تنها يک موضوع؛ فرمان ميدهم: ای عُقلا! اضافه کنيد شماره ای به ديوانگان. مرا هم بیفزایید به شمارگانشان!